تبر.درخت
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 5:27
#علیرضا عاذرچشم واکردم از تو بنویسم لای در باز و باد می آمد از مسیری که رفته بودی داشت موجی از انجماد می آمد.مفت هم بوسه ام نمی ارزد وای از این عشق های دوزاری هی فرار از تو سوی خود رفتن آخ از این مردهای اجباری.مثل ماهی معلق از قلاب زیر بار الاغ ها مردن.بر چلیپای تخت ها مصلوب با خودت در اتاق ها مردن
ق د ی م آ
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 5:27
یه زمانی بود ک با بوییدنه اون شراره های عاتیشت ک از شالت بیرون بود همه عالمو عادم بهمون حسودی میکردن حتی فرشته ها،یا وقتی موهاتو شونه میزدم حوری ها از بهشت میومدن مارو نیگا کنن :))) برات شعر میگفتم تا کلمات کیف کنن،مست بشن یا عصن بمیرن! تو خیلی دوسم داشتی(به گفته ی خودت)،اما صبرت کم بود،بهم فرصت ن
قلم
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 5:27
به نام خدا هستم...!!!از بچگي بزرگ شدم،توبيمارستان به دنيا اومدم، صادره از شهرمون همونجا هم زندگي ميکنم...يه داداش دارم که باهم برادريم، بچه ي چندم خانواده ام از آخر؛ دانشجوي سال هاي آخر بيکاري به ولگردي ارشد بزرگترين دانشگاه 051 يعني خيابون!؛ با رفيقام دوستم؛با بقيه دشمن!!! دارنده مدال اون رنگي بين
...
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 5:27
رنگا که قاطی میشن... که زیاد میشن... دنیا فقط زشت و زشت تر میشه... ترسناک و ترسناک تر...کاش همه چی... مث همون قدیما... سیا سپید و ساده بود...کاش حتا دود هم یه دود ساده بود........ کاش... [ جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 23:49 ] [ b*bOy ] [ ]
شارخا
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 5:27
به نام خدا هستم...!!!از بچگي بزرگ شدم،توبيمارستان به دنيا اومدم، صادره از شهرمون همونجا هم زندگي ميکنم...يه داداش دارم که باهم برادريم، بچه ي چندم خانواده ام از آخر؛ دانشجوي سال هاي آخر بيکاري به ولگردي ارشد بزرگترين دانشگاه 051 يعني خيابون!؛ با رفيقام دوستم؛با بقيه دشمن!!! دارنده مدال اون رنگي بين
ت
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 5:27
به نام خدا هستم...!!!از بچگي بزرگ شدم،توبيمارستان به دنيا اومدم، صادره از شهرمون همونجا هم زندگي ميکنم...يه داداش دارم که باهم برادريم، بچه ي چندم خانواده ام از آخر؛ دانشجوي سال هاي آخر بيکاري به ولگردي ارشد بزرگترين دانشگاه 051 يعني خيابون!؛ با رفيقام دوستم؛با بقيه دشمن!!! دارنده مدال اون رنگي بين
سکوت
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 5:27
گاهی سكوت ذكاتیست بر ناگفته ها روزها هزار رنگند ولی سكوت يكرنگ است درست مثل شب ! هيچ صدايی بی پايان نيست ، اين سكوت است كه ذاتی جاودانه دارد امتداد نور ماه بر گورستان را ببين ! كدام صدا انقدر بی پايان است !؟ مي رسد صبر كن ! می رسد عاقبت روزی ! كه تمام صداهای جانخراش توسط سكوت به قتل رسيده اند