عارامش
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 12:47
وقتی دیدی داری عارامش, کسیو میگیری باید بری وقتی فهمیدی با تو بودن واسش غم بوده باید بری باید بری حتا اگه دلت رازی نیس مث زکریا باید از زندگیش بری بیرون،چ عشقت چ خونوادت اونا طوریشون نمیشه،چون با نبودت عارامش, دارن جات دیگه خالی نیست واسشون چون اونا عارامش,و دارن و دیگه غم با تو بودنو من بعد یادشون ...
غدیر
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 12:47
صلح زنگ تفریح میون دو جنگ زیر نیمکت چشم بذاری رو خاب موشک خون گلو رو گاهی ، خون مهمون نامحرم بی امون مایی چشم بذار قایم شم ، چشم بذار رو بالشتک پیدام کنی خواهشن ، سیرابم کن تا تشنه عم از کریم خان بگیر
عارزوی ماندنی
-
تاریخ: 1397/9/16 ساعت: 12:47
پست عاخر سال 94... 2 بهمن تولدش بود دانشجو بودم قصدم این بود بعد ها ک شاغل شدم،همه عارزوهاشو براورده کنم. میدونی تو این زمونه همه دوس دارن برن مهمونی و میزبان بهترین میوه رو بزاره جلوشون،کسی نمیخاد در
تو مبتلا نشو
-
تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 1:37
به نام خدا هستم...!!!از بچگي بزرگ شدم،توبيمارستان به دنيا اومدم، صادره از شهرمون همونجا هم زندگي ميکنم...يه داداش دارم که باهم برادريم، بچه ي چندم خانواده ام از آخر؛ دانشجوي سال هاي آخر بيکاري به ولگردي ارشد بزرگترين دانشگاه 051 يعني خيابون!؛ با رفيقام دوستم؛با بقيه دشمن!!! دارنده مدال اون رنگي بين ...
3
-
تاریخ: 1396/10/15 ساعت: 1:37
به نام خدا هستم...!!!از بچگي بزرگ شدم،توبيمارستان به دنيا اومدم، صادره از شهرمون همونجا هم زندگي ميکنم...يه داداش دارم که باهم برادريم، بچه ي چندم خانواده ام از آخر؛ دانشجوي سال هاي آخر بيکاري به ولگردي ارشد بزرگترين دانشگاه 051 يعني خيابون!؛ با رفيقام دوستم؛با بقيه دشمن!!! دارنده مدال اون رنگي بين ...
هیچی
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 13:59
واسه هر کی نردبون شدیم که از مشکلاتش بره بالا و کمکش کردیم پیروز بشه...اون بالا که رسید جو گرفتش تمام نردبون رو چوب کرد تو سرمون...تو لج کن... اون لج کنه... منم لج میکنم... ببین ته قصه کی ضرر میکنه... پی نوشت:شدیم نردبون واسه خیلیا اخرش لگد زدن نردبونو شکستن یه سریم که هنو عقدشو دارن ولی ما محل این ...
عجیب
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:15
جدیدن هرکیو میبینیم انگار از یه دنیا دیگس نمیدونم شایدم من از یه جا دیگم...فاصله زیاده مثل حرف تو دلم نمیتونم هم رنگشون بشم، پع عادت کردم هرچی میگن فقط سر تیکون بدم حرف نزنم بحث نکنم یه روزی این نقابا میشکنن و تویه همو میبینیم الان بیخودی وقت تلف نکنین،اون روز ملوم میشه هرکی چقد مونده ازش چقد شده جذ...
کودکی
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:15
بیدستان اسم کوچه خیابونی بود که من بزرگ شدم تمام چیزی که هستم صور فلک زده ی گل گون داشت ، من از مدرسه به خانه واژه گون آگون شد ، من خانه به جدول کودک بی نظمی که گَلوگاهش ملی و مدام کشیک پرچین در اون میدید آبی روپوش بود دبستان فولادی آجری،رادیو گوش میده مادر مدرسه خانوم گیلانی اما از خروس خون بوی گند...
من!
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 23:54
من یه زخم چرکیم! من یه خاطره لعنتی ۱۲شب به بعدم! من اون دوست دارم ادیت شدم! من اون مردم که دلش ی دختر کوچولو میخاد و قبول نمیکنه مشکل از خودشه! من اون مادرم که منتظر بعد ۳۸سال پسرش برگرده از جنگ... من اون زنم که دارم جای رژ قرمز از پیرهن سفید شوهرش پاک میکنه و هی یادش میره که رژ قرمز نداره! من اون
زندگی
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 23:54
نپرس ازم چرا قل دادم مشتی!چرا علی بعد قرصا نخندید چرا با یه کام کل دنیا میچرخید ولی یه بار به کام ما دنیا نچرخید،اون ک لاشخور بود همیشه سیر میخابید جنازه ی بقیه رو میبرد میخورد،کی خشت رو خشت میذاره کی خاج میشه؟!اون ک تا دیروز نیمیتونس راه بره حالامث عاقاها تو خیابونا جلو روت ویراژ میده!خبر مرگ جوونا
طعم گس
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 23:54
چشاتو ببند... سیاهه نه؟؟؟ انقدر سیاهه که بعضی وختا یه رنگایی رو توش میبینی... به این میگن توهم... وَهم...چشاتو وا کن... سیاهه نه؟؟؟ انقدر سیاهه که بازم بعضی وختا یه رنگایی رو توش میبینی...اینم با قبلی فرقی نداره... توهم... وَهم...این روزا حرفامو کسی نمیفهمه میخونه و رد میشه و میگه یعنی چی... این رو
خابم نمیبره
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 23:54
عادما هیچ وخ عوض نمیشن… ینی عوض شدن تو ذاتشون نیس… فقط قد انعطافشون، خم میشن انقدر خم که یا تا بشن یا بشکنناینکه من یه گوشه گیر و غیر اجتماعی ام درش شکی نیست اینکه جمعیت عصبیم میکنه هم تنها برای خودم حل شدس نه برای دیگران،اینو همه دیدن و حس کردن. تو اکثر جمع ها حتی اینکه وقتی جایی حضور ندارم، بگن
+-
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 23:54
به نام يزدان و ياد کــوروش کبير ْْْْ...کــوروش بود ايـــــــــران را کرد گل سر سبد... +زندگی قشنگه -چرند نگین،از الف تا یشو ورق زدیم نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۶ساعت 18:20 توسط b*bOy|
نکند...
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 23:54
نکند ﮔﺮﻳﻪ ﮐﻨﺪ ﻳﮑﻨﻔﺮ ﺍﺯ ﻓﺮﻁ ﺟﻨﻮﻥ ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻭﻕ ﺑﺰﻧﺪ ﺍﺯ ﺩﻫﻨﺶ ﻟﺨﺘﻪ ی خون ﻧﮑﻨﺪ ﻳﮏ ﺣﺸﺮﻩ ﺩﺭ ﺳﺮﻩ ﻣﻦ ﻏﻮﻝ ﺷﻮﺩ ﻧﮑﻨﺪ ﺟﻴﺒﻪ ﭘﺪﺭ ﻳﮑﺪﻓﻪ ﺑـــﯽﭘﻮﻝ ﺷﻮﺩﻧﮑﻨﺪ ﻫﻤﺴﺮﻩ ﺗﻮ ﻣﻮﻗﻌﻪ ﯼ ﺳﮑﺲ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺳﺖ.ﻧﮑﻨﺪ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺩﺭﺑﺴﺘﺮﻩ ﻣﺮﮒ،ﺑﻴﺘﺎﺏ ﺍﺳﺖﻧﮑﻨﺪ ﻓﺮﺻﺘﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ،ﻣﺮﺍ ﻟﻮﺱ ﮐﻨﯽ ﻧﮑﻨﺪ ﻋﮑﺴﻪ علیت ﺭﺍ ﻧﯿﻤﻪﺷﺐ ﺑﻮﻭﺱ ﮐﻨﯽﻧﮑﻨﺪ ﺁﻥ ﭘﺴﺮﻩ ﺳﺒﺰﯼ ﻓﺮﻭﺵ ﮔﯽ gay ﺑﺎﺷﺪ
دنیا
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 23:54
به نام يزدان و ياد کــوروش کبير ْْْْ...کــوروش بود ايـــــــــران را کرد گل سر سبد... رنگا که قاطی میشن... که زیاد میشن... دنیا فقط زشت و زشت تر میشه... ترسناک و ترسناک تر...کاش همه چی... مث همون قدیما... سیا سپید و ساده بود...کاش حتا دود هم یه دود ساده بود. کاش... برچسبها: زشتی نوشته شده در سه شن
مُرده
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 23:54
هوا گرم شد من هنوز سردمه،یه گوشه نیشستم بهمن پشت بهمن این فصلم مث زمستون برام،تنها مثل فرهاد انگار کوه کندم خستم نا امیدم از فردام،اینجوری بهتره شاید باید این زمان لعنتی بگذره بازم تا من بفهمم کجام؟کی عم؟عصن دارم کجا میرم؟ اون بچه ی شیطونی ک هرچی میدید سوال میکرد تازگیا فقط یه جا میگیره میشینه دیگ
موقتی
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 23:54
دلم یه ماجراجویی بزرگ میخواد... اسمش این نی... اسمش هر چی که میخواد باشه... دلم میخواد کوله مو بردارم... زیاد سنگینش نکنم فقط توش یک پیت بنزین بزارم... بزنم به جاده و دیگه هیچ وخ برنگردم... پس... برای سفرم فندکتو قرض میدی رفیق؟؟؟یک چند وقتی میرم...شاید رفتم و خودمو یک جا جا گذاشتم و وقتی برگشتم ببی
قدیما
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 5:27
اونروزهاکهباتوبودنبرایمآرزوبودتمامشد!امروزباتوبودنیانبودنفرقینداردسیگارباشدوخیابانمنمیرومتادودکنمهستیامرا . [ دوشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۶ ] [ 13:52 ] [ b*bOy ] [ ]
مبهم
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 5:27
باز کردم چشم ، برهنه ، وسط یه بیابون اتفاقای اینجا رو ، نمیدونستم که چیا بود.یه ماده ی لزج ، مالیده شده رو سراسر بدنم و روی صورتم ، خون یکی دیگه بود روی بدنم فک میکردم ازم داره میاد خون.تلاش برای حرف زدن ولی بلد نبودش که کار کنه زبون اشک ، اشک رو نهر گونه جاری ، تا که شاید شاد کنه درون سعی بیهوده بر
من..
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 5:27
قبول کردم توو زمان و مکان اشتباهی ام.من مرد عروسکای کاغذی نبودم.جمع همیشه باهام احساس راحتی کرد ولی من مرد تووی دنیای راحتی نبودم از دلیل تنهایی من اگر بپرسی شبیه فاحشه های ساعتی نبودمواژه های نشنیده شده تلنباره توو من انگار بیست و پنج ساله که با کسی نبودم نفسام بوی اوردوز نیکوتین میده منی که اهل سی